يادش به خير که دکترا گفته بودن در شکم مادرم مُردم... يادش به خير مادرم اومدن تو حياط بيمارستان و گفتن يا ابوالفضل اگه زنده ست يه تکون بخوره... ولي دکتراباورشون نشده بود و گذاشتن به حساب ترس مادرم و ميگفتن بيا بچه رو در ب...
خطاب به مولايم و مقتدايم قمر بني هاشم
آقا فقط يک سوال!
از اين که واسطه شديد من به دنيا پا بگذارم پشيمان نيستيد؟؟؟
شرمنده م که انقدر زياد کم کاري کردم!![]()
الان وارد دهه سوم زندگيم شدم...
خواهشا مثل هميشه دستم را رها نکنيد...
به مددتون احتياج دارم شَديد!!
ياعلي
برچسب:
نویسنده: ساحل یزدانی