خرید بک لینک

مرز بين رفتن و ماندن(ماجراي تولد عشق الهي)

يادش به خير که دکترا گفته بودن در شکم مادرم مُردم... يادش به خير مادرم اومدن تو حياط بيمارستان و گفتن يا ابوالفضل اگه زنده ست يه تکون بخوره... ولي دکتراباورشون نشده بود و گذاشتن به حساب ترس مادرم و ميگفتن بيا بچه رو در ب...



خطاب به مولايم و مقتدايم قمر بني هاشم
 
 آقا فقط يک سوال!

جزئیات بیشتر درباره مرز بين رفتن و ماندن(ماجراي تولد عشق الهي)

بيمارستان، مادرم، زنده، دنيا، ابوالفضل

از اين که واسطه شديد من به دنيا پا بگذارم پشيمان نيستيد؟؟؟
شرمنده م که  انقدر زياد کم کاري کردم!
شرمنده
 الان وارد دهه سوم زندگيم شدم...
خواهشا مثل هميشه دستم را رها نکنيد...
گل تقديم شما
به مددتون احتياج دارم شَديد!!
ياعلي

 

بررسی کامل مرز بين رفتن و ماندن(ماجراي تولد عشق الهي)

برچسب: نویسنده: ساحل یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 20:00

صفحه بندی